|
گاهی سپیدی همرنگ دانه های برف ، و گاهی سیاهی مثل آسمان شبهای دلتنگی ام گاهی آنقدر گرم که قادری یخهای وجودم را آب کنی ، و گاهی آنچنان سردی که همچون آدمکی برفی بازیچه ی دست دیگرانم میکنی گاهی بهار را برایم ارمغان داری ، و گاهی یادآور شبهای بلند یلدایی گاهی شیرین بمانند شهدی ، و گاهی تلخ مثل موم گاهی همانی که دوستش دارم ، و گاهی همانی که خودخواهی و من حیران در این دوگانگی ام... + نوشته شده در دوشنبه 1 بهمن1386 توسط فرزانه |
|
| ||||||