|
دیشب به یاد زمستان آن سال دلم سراغ تو را گرفت زمستانی که شاید هرگز برنگشت و سراغ قشنگترین اردیبهشت عمرم را اردیبهشتی که زود گذشت و مرا بی تو رها کرد تا بیست و یکمین خرداد زندگیم را بی حضور تو آغاز کنم و دیشب به یاد گل سرخی که آن روز به دستان من سپردی اشک ریختم و دیشب تا سحر رویاهایم را با تو قسمت کردم زیر آن درخت سبز روی آن نیمکت چوبی ، یاد آلوچه های سبز بخیر کاش تو را میفهمیدم ، چه رویای قشنگی با هم داشتیم کاش هنوز هم خواب بودم... + نوشته شده در سه شنبه 21 اسفند1386 توسط فرزانه |
|
| ||||||